
برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
عکس: روحانی در حال تماشای بازی ایران
رئیس جمهور ایران یکی از تماشاگران ویژه دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل نیجریه در جام جهانی بود. او همچنین پس از تساوی ایران و کسب نخستین امتیاز نوشت: به بچه هامون افتخار می کنم که این نخستین امتیاز را به دست آوردند.
تیم ملی فوتبال ایران در اولین دیدار خود در جام جهانی برزیل ساعت 23:30 روز دوشنبه (به وقت ایران) به مصاف نیجریه رفت و در پایان برابر حریف خود به نتیجه تساوی بدون گل رسید.
علاوه بر تیم مذاکره کننده هسته ای ایران که تماشاگر این مسابقه بودند، حسن روحانی رئیس جمهور ایران هم اولین بازی ایران در جام جهانی برزیل را از طریق تلویزیون به تماشا نشست. روحانی با انتشار عکسی در صفحه توئیتر خود نوشت: " به بچه هامون افتخار می کنم که نخستین امتیار را به دست آوردند. امیدوارم امتیازهای دیگری در راه باشد".


برچسب: عکس جدید,
نویسنده: mohammadbina
یک دزد میره خونه یه پیرزنه دزدی
میبینه بوی سیر میاد،خونه پر از سیره،همه جا رو سیر گرفته،دماغشو
میگیره و خونه رو میگرده
هیچی نیست بجز سیر!!!!
چشمش به یک چراغ جادو میفته
روش دست میماله،یک غول میاد بیرون!!
غوله میگه:هر چی میخوای میدمت
دزده میگه:یک میلیون پول میخوام.
غوله میگه:یک میمون؟؟
دزده میگه:نه یک میلیون
غوله میگه:بلندتر بگو
دزده داد میزنه:میلیون بابا میلیون
غوله میگه:میگون؟؟؟
دزده باز داد میزنه میگه:میلیووووون میلیوووووون
پیرزنه از لابلای سیرا میاد بیرون،به دزده میگه:بیخودی خودتو جر نده
مادر،منم یه عمره نتونستم حالیش کنم چی می خوام،هی میره سیر
میاره!!!! 

![]()
برچسب: مورد داشتیم ,
نویسنده: mohammadbina

دوس دخترم عکس بابامو تو گوشیم دیده میگه: وااااای عزیزم چقدر بابات
گوگولیه من عاشقش شدم!
یعنی شرم و حیا و قورت داده
.
.
.
.
.
.
.
به بابام جریانو گفتم حالا نصف شبی گیر داده میگه:بیا یه چنتا عکس
ازم بگیر :|داره ژست هم میگیره

......................................................................
الان نیم ساعت میشه می خوام برم دستشویی
ولی بابام تو هال کمین کرده که یه نفر رد بشه بگیرتش و تحلیلش رو
درباره سوریه بگه!

برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina

برچسب: عکس جدید,
نویسنده: mohammadbina
تقریبا همه این مدلی هستند D:




برچسب: عکس جدید,
نویسنده: mohammadbina

توجه توجه
سلام به چندنویسنده برای این وبلاگ
نیازمندیم...شرایط خاصی نداره..همه میتونن
نویسنده بشن
برای نویسنده شدن:نام اصلی خود، نام کاربری
ورمزعبور که میخواین استفاده کنیدروبفرستید
برچسب:
نویسنده: mohammadbina

برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
موردداشتیم، دختره پشت کوله پشتی دانشگاش نوشته :عاقبت شوهرنکردن …
.
.
مورد داشتیم دختره خیلی به خودش می رسید اما هرکاری کرد به من نرسید!
.
.
مورد داشتیم طرف انقدربی پولی بهش فشارآورده بود که تو Gta مسافرکشی میکرده
.
.
مورد ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ دختره ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺧﻮﻧﺸﻮﻥ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ : . . . . . “ﺗﺮﮐﯿﻪ ۲۰۱۴″
برچسب: مورد داشتیم ,
نویسنده: mohammadbina

ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻡ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﯼ !؟
ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﻻ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﺖ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺶ ﺑﺒﻨﺪﻩ :|
حالوروزمن:


برچسب:
نویسنده: mohammadbina
یکی از بزرگترین دردسر پسرا اینه که...
.
.
.
.
.
یکی از دوست دخترا ته ریش دوست داشته باشه و اون یکی ۳ تیغه
اصن نابود میکنه آدمو... :|

برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina

برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
بسلامتی من " و " اون روی سگم " و " کودک درونم "و "خر
وجودم" و "کرم درونم"که یه خانواده ایم و خیلی ام با هم
خوشبختیم یه کف دست مرتب

برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ رفیقام ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ :
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ،پسرا ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺳﻤﺖ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻮﺕ ﻣﯿﺰﺩﻥ!
ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻼﺱ 50 ﻧﻔﺮﯼ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺨﺘﻠﻂ ﻓﮏ ﮐﻦ ﯾﻬﻮﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ،ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ:
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺩﻭﺱ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺻﺒﺤﺶ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ!
ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﮔﺬﺷﺖ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﮐﻠﯽ ﺟﺮﻭ ﺑﺤﺚ ﺑﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻤﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ! ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺶ ﺑﺮﺳﻪ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺷﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﺮ ﮐﻼﺳﺎﺕ ﺑﺮﺍﺕ ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻧﻪ!
آﻗﺎ ﺍﯾﻨﻮ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ !!!!استاده حرف نداشت :))


برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ اسمم اسماعیل باشه...ﺩﺧـدﺮﻩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ نذری ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻌﺪﻣﻦ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥﺑﮕﻪ ﺳﻼﻡ اسمال جون ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ نذریهﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﺒﯿﻼﻡ ﺑﮑﺸﻢ ﺑﮕﻢ ﺍﻭل یاد بگیر ﺑﮕﻮ اسمال ﻋـﺎقـﺎ ! ﺯِﺑـﻮﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﻪ ﺿﻌﯿﻔﻪ :| ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﻧﻨﺖ ﺑﮕﻮ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯿﺎﯾﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺍﻭﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﺷﻮ ﺑﮑﺸﻪ ﺭﻭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺑﮕﻪ ﻭﺍﯾﯿﯿﯽ خاک به سرم :"> ﺫﻭﻕ ﻣـﺮﮒ ﺷﻪ ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﺮﻩ ﺳﻤﺖ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ،ﭘﺎﺵ ﮔﯿﺮ ﮐﻨﻪ ﺑﺎ مــُخ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺷﯿﺸﻪ ، مغزش ﺑﭙﺎﭼﻪ ﺗﻮﯼ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ
برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina

من زوج شماره7رو بیشتراز همه دوس دارم
برچسب:
نویسنده: mohammadbina
برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام...
آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه...
موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی....
شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری.....
پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن،میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن....
رادیو رو روی یه موج سه متری تنظیم می کردی می رفتی موج سواری....
ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب....
تو مطب نفر قبل از تو که می ره تو اطاق دکتر، بری در بزنی بگی زود باش....
همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی.....
سیاست کثیف رو ببری حمام تمیزشه....
بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره...
حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد ...
تو باغچه خونه ت درخت پیتزا داشتی ...
توی کُشتی حریفتو خاک کنی یه فاتحه هم بخونی بری....
رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین ....
سایه ات سفید باشه....
با پرگار مثلث بکشی....
تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی....
شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه...
بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن...
روی رادیو، تور بکشی بشه رادیاتور....
یکم از هوای اطراف وایرلستو بکنی توی کیسه هر وقت اینترنت نداشتی یه سیم بندازی توش استفاده کنی....
درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردوئی بده ...
رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن...
واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری...
یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش...
بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی...
چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کن......
برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
فکر کن رفتی حموم
.
.
.
حوله یادت رفته ببری!
.
.
.
داد می زنی: یکی حوله منو از رو تختم بده...
.
.
.
در یکم باز میشه یه دستی حوله رو میده
بهت...
.
.
.
می گیری، تشکر می کنی... خودتو خشک می
کنی... لباس می پوشی...
.
.
.
دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای
بیرون یادت میفته همه مسافرتن و تو تو خونه
تنها بودی...!!
حستو بگوووووووووووووووووووو
برچسب: اعتراف میکنم که ,
نویسنده: mohammadbina
ﺧﺎﻧﻤﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮﻧﻮ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ﻭ ﻟﺒﺎﺗﻮﻧﻮ ﻏﻨﭽﻪ ﮐﻨﯿﻦ ,
ﻧﺎ ﺧﻮﺩﺍﮔﺎﻩ ﺳﻮﺭﺍﺧﺎﯼ ﺩﻣﺎﻏﺘﻮﻥ ﮔﺸﺎﺩ ﻣﯿﺸﻪ ؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻭﯼ ! ﺍﻟﻬﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯽ ! ﻟﺒﺎﺷﻮ ﻧﮕﺎ ! ﭼﺮﺍ ﻏﻨﭽﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﺧﺘﺮ
ﺣﺎﻻ ﺧﺎﻧﻤﺎ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ !
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﻏﻨﭽﻪ ﮐﺮﺩﯼ ؟ ﺍﺯ ﺳﯿﺒﯿﻼﺕ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ..:|
......................................................
زنی بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت: "بچه ی شما
زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام." به زن خیلی برمی خورد.
زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید: "شنیدید راننده
چه توهینی به من کرد؟"
مسافر می گوید: "این میمون رو بده به من، برو پیش رئیس اتوبوسرانی
ازش شکایت کن!" 
......................................................
برچسب:
نویسنده: mohammadbina

برچسب: سرگرمی و خنده,
نویسنده: mohammadbina

من اینقد با بچه های این وب صمیمی و راحتم که با زیر
شلواری میام تو وب اصلا هم خجالت نمیکشم.
شما هم اینقد اینجا احساس راحتی می کنید؟؟
برچسب:
نویسنده: mohammadbina

برچسب:
نویسنده: mohammadbina
این انیمیشن رو خودم درستش کردم

منتظر بمونین تصویر لود بشهاین
برچسب:
نویسنده: mohammadbina
.............................................................................
خــواهـــش مــیــکــنـم از دخــتــرا کــسـی بـه مــن نــگـه داداشــی ...
چــرا دروغ بــگــم؟! مــن رو هـــمــتــون نــظــر دارم ..!
بعله اینجوریاس
آرش خان هم بی حیاشد رفت
.............................................................................
برچسب:
نویسنده: mohammadbina
مﻠﺖ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻛﺸﻮﻧﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﮑﻨﻦ pm:ﺍﻭﻣﺪﻩ :
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ....
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ....
ﻋﺸﺸﻘﻢ؟؟؟
ﻣﻦ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻛﻮ ﭼﮏ میکنم : pm ﺍﻭﻣﺪﻩ
ﺍﮔﻪ اینو ﺑﻪ ﺩﻩ
ﻧظﺮ ﻧﻔﺮﺳﺘﻲ ﻣﻴﺮﻱ ﺟﻬﻨﻢ !!!!

برچسب:
نویسنده: mohammadbina

برچسب: سرگرمی و خنده,
نویسنده: mohammadbina

اﺗﻞ ﻣﺘﻞ ﻳﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ
ﻗﺪﻡ ﻣﻴﺰﺩ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ
ﺍﻭﻣﺪ ﻳﻪ ﻛﻔﺶ ﻭﻟﮕﺮﺩ
ﭘﺎﻱ ﺍﻭﻧﻮ ﻟﮕﺪ ﻛﺮﺩ
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﭘﺎ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﮔﻲ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺴﺘه
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻪ
ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺎﺭ ﻛﻨﻪ
ﺗﻮ ﻟﻮﻧﻪ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻛﻨﻪ
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺟﻮﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺎﻫﻲ
ﺧﻮﺏ ﺑﺸﻪ ﭘﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ
ﺁﻓﺮﻳﻦ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮها این روحفظ کنید فردا ازتون میپرسم ..

برچسب: سرگرمی و خنده,
نویسنده: mohammadbina
و اینک پس از خوردن 3 گل در جام جهانی
.
.
.
.
یوز ایرانی ب گوز ایرانی تبدیل شد!

..................................................
بچه ها ی چیزی تازه فهمیدم!
ک چرا حقیقی نارنجی پوشیده بود...
.
.
.
.
چون تو این بازی نقش هویج داشت!

.................................................
پس ازیاخت ایران مقابل بوسنی...رونالدو از ترس این که
یه روزی هم مثه مسی
به فیسبوک اونم حمله بشه
در طی یک حرکت حماسی
بازی خوب ایرانیآ را تبریک گفت(:



برچسب:
نویسنده: mohammadbina
خنگوله داشته محکم وضو میگرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو
میگیری؟؟؟
میگه :یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه اونو باطل کنه!!
..........................................................
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺯﻧﮓ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺮﻓﺘﯿﻢ
ﻭﺍﻣﯿﺴﺖﺍﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺒﺨﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﻗﺪﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﺵ ﺭﺩ
ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ!
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺭﻭ ﺯﺩﻩ ﺍﻻﻥ
ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﻦ!!
ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻔﻮﻟﯿﺖ ﻋﻠﻢ ﻓﯿﺰﯾﮑﻤﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ
.............................................................
(توجه)
بابام عادت داشت هر وقت براش اس میومد صدام میکرد میگفت امیر بیا
اینو بخون برام،منم حرصم میگرفت چون تابلو بود الکی میگه،منم به فکر
این بودم که ترکش بدم اینا مجرم نیستن مریضن.
ی روز که کلی مهمون داشتیم:
بابام:امیر پسرم بیا این پیامک رو بخون
منم با صدای بلند:رضا شب داری میای خونه ی بسته مای بی بی بخر!
یهو کل مهمونا ترکیدن از خنده
چشای بابام قبل از مشت مامانم تو صورتش:(0.0)
چشای بابام بعد از مشت مامانم؟(o.x)
چشای من بعد از رفتن مهمونا:(x.x)
هیچی دیگ الان دارم با خط بریل تایپ میکنم براتون!

برچسب:
نویسنده: mohammadbina